<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>تنهائی خيلی سخته</title>
<link>http://tanha65.blogfa.com/</link>
<description>سکوت صدای بی صدائی است......</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 15 Feb 2009 22:54:59 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>و اما....... خدافظی خیلی سخته</title>
<link>http://tanha65.blogfa.com/post-70.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;درد من....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خيليا فكر مي كنن درد من، درد عشق.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من كاري به عشق ندارم، تنها درد من دوست داشتنه، دوست داشتني كه هيچ وقت دل ازش نمي كنم. خيليا بهم مي گن كه با دوست داشتنت، مي توني كسي ديگه رو هم دوست داشته باشي، ولي به نظر من دوست داشتن متعلق به يه نفره.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يه نفر كه واسش همه كار كني. به نظر من زندگي بر پايه عشق خالي، چند سال بعد از هم مي پاشه ولي بر پايه دوست داشتن هرگز نه........&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من به خاطر دوست داشتنم، عشقمو نابود كردم (بايد ببينيم عشق يعني چيا؟). من به خاطر دوست داشتنم با روزگار قهر كردم، حالا هم روزگار با من لجه. هر روز بدبياري پشت بدبياري..........اي..... بگذريم كه ديگه خيلي طولاني ميشه .............&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بازم شكرت خدا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حالا ديگه نوبت خدافظيه بچه ها:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من ديگه دارم مي رم، نمي گم واسه هميشه (از دنياي نت)، ولي شايدم واسه هميشه ..... تو اين مدتي كه منو تحمل كردين و با نظراتتون راهنماييم كردين تشكر مي كنم و اميدوارم كه هميشه يه نفرو واسه تا آخر دوست داشته باشين...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اميدوارم كه هميشه دنيا به كامتون باشه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قربانه همه شماها:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                  امين اعتقاد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                                 28/11/1387 &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Feb 2009 22:54:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanha65&amp;postid=70</comments>
<dc:creator>tanha65</dc:creator>
<guid>http://tanha65.blogfa.com/post-70.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>والنتاين مبارك</title>
<link>http://tanha65.blogfa.com/post-69.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;و اما عشق.............&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بايد ببينيم عشق يعني چه؟ بايد پي ببريم كه عشقي وجود داره يا نه؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تظاهر به عشق يعني خيانت به عشق....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خيلي از آدما مي گن ما تو عشق غرق شديم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خيليا عشق رو تو زيبايي افراد مي دونن، خيليا تو پول مي دونن، خيليا هم تو ارضا شدن......&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عشقم كسي مي تونه باشه كه منو ارضا كنه، عشقم كسي مي تونه باشه كه زياد و راحت خرج كنه و خيلي، از اين عشق الكيا..........&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين جمله هاي خيلي از اون دسته آدماييه كه تظاهر به عشق مي كنن. واقعآ چرا؟ آخه اين چه عشقيه؟.....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدا يه واژه ياده آدما داده كه خيلي به درد مي خوره، اونم اينه كه « بگذريم» &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پيشاپيش والنتاين رو به همه تبريك مي گم (خصوصآ اونايي كه عشقشون واقعيه)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 12 Feb 2009 16:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanha65&amp;postid=69</comments>
<dc:creator>tanha65</dc:creator>
<guid>http://tanha65.blogfa.com/post-69.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کجائی یادت بخیر.......</title>
<link>http://tanha65.blogfa.com/post-68.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;تا وقتي كه بچه بودم، هيچي نمي فهميدم. يكم كه بزرگتر شدم و فهميدم 2*2 تا  4 تا فقط دمه بازي كردن بودم، حالا كه به اين سن رسيدم به خودم مي گم كاش بچه مي شدم و به همون دوران مي رفتم. همون دوراني كه فقط تو حال و هواي خودم بودم. اي بابا كه چه دوراني بود. چه دوستايي، رفاقتا ساده، بي كلك و ..... ولي امروز چي؟ همه فقط فكر خودشونن. اي بابا از دست زمونه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدايا چرا نسل به نسل آدما تغيير مي كنن؟ چرا بايد سن خيلي از كارا پائين بياد و خيلي ازبچه ها از حالا ............ بگذريم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خيلي عجيبه!....! اينم يه جور رسم زمونس.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خيلي چيزا تو اين زمونه منو آزار مي ده. خيلي دوست دارم كه زود تموم شه. ولي بيشتر جلو چشمام ظاهر مي شن. بازم بگذريم.........&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; كاش باران مي باريد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كاش سيل مي آمد و مرا با خود مي برد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مي برد به دور دست ها. به دور دست هايي كه هيچ كس نباشد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من باشم و خدا &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تا طعم زندگي كردن را بچشم...........&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                                                                 23/11/1387&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Feb 2009 21:06:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanha65&amp;postid=68</comments>
<dc:creator>tanha65</dc:creator>
<guid>http://tanha65.blogfa.com/post-68.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گذشت</title>
<link>http://tanha65.blogfa.com/post-67.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;ديروز، ديروز بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروز، امروز است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ولي فردا، چه خواهد شد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يه روزايي من آرزوهاي بزرگي واسه آيندم داشتم. يه آرزوهايي كه الان بهش فكر مي كنم، مي گم چه آرزوهاي الكي هي......     اي بابا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ولي خوب، هر آدمي تو زندگيش آرزوهايي داره، كه شايد مثله من هيچ وقت به واقعيت نرسه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ولي من از اين ناراحت نيستم كه چرا آرزوهام به واقعيت نرسيده، از اين ناراحتم كه چرا يكي بايد به خاطر من و افكارم خودشو درگير يه سري افكار الكي كنه......&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از اينا بگذريم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خيلي چيزا دارم كه بگم ولي نمي تونم..................&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من ديگه تصميم گرفتم به گذشتم فكر نكنم، هيچ وقته ديگه هم به آينده فكر نكنم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ولي فكره امروز......&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروزي كه بهم خيلي سخت مي گذره. اين سختي فقط و فقط مقصرش خودم هستم، هر چي سختي بكشم حقمه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدايا، از من كه آينده گذشت، ولي از ديگرون آينده رو نگذرون........&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدايا، اين امروز رو كي ازم مي گيري.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدايا، من فقط تو رو دارم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و بازم شكرت مي كنم، بازم دمت گرم كه هوامو داري هنوز............&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Feb 2009 22:54:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanha65&amp;postid=67</comments>
<dc:creator>tanha65</dc:creator>
<guid>http://tanha65.blogfa.com/post-67.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خدایا......</title>
<link>http://tanha65.blogfa.com/post-66.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;نمي دونم واسه چي عشق به وجود اومد؟ نمي دونم واسه چي دوست داشتن به وجود اومد؟ نمي دونم كدومشون بهتره؟ درسته كه دوست داشتن از عشق بهتره ولي عشق يك چيزه وسيعيه&lt;FONT face=Tahoma&gt;. &lt;/FONT&gt;نمي دونم چرا كساني كه واقعاً همديگرو دوست دارن و عاشق همديگن، به سختي به هم مي رسن يا خيلي وقتا اصلاً به هم نمي رسن؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اي بابا&lt;FONT face=Tahoma&gt;..... &lt;/FONT&gt;اينم يه جور چرخه ي زندگيه&lt;FONT face=Tahoma&gt;.......&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;قسمته منم اين طور بوده، اين طور كه ميگم نشون دهنده ي اين نيست كه من از خدا ناراضيم، فقط گله اي كه از خدا دارم چرا يكي ديگه هم اين طور كرد؟ خودش ميدونه چرا؟ فقط من ازش مي خوام كه هميشه مواظبش باشه&lt;FONT face=Tahoma&gt;.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;خيلي چيزا از خدا مي خوام&lt;FONT face=Tahoma&gt;. &lt;/FONT&gt;يه چيز ديگه كه از خدا مي خوام اينه كه بهش يه باره ديگه عاشقي رو نشون بده و منو واسه هميشه فراموش كنه&lt;FONT face=Tahoma&gt;.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;شاديمو به تو هديه مي كنم، خنده هامو به تو هديه مي كنم، تمومه چيزاي خوبمو به تو مي دم، ولي در عوض تو هم، ناراحتي هاتو، گريه هاتو، غم و غصه ها تو به من بده&lt;FONT face=Tahoma&gt;.....&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;به مني كه ديگه نمي خوام تو رو يه عمر با ناراحتي، غم و غصه ببينم&lt;FONT face=Tahoma&gt;.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;آره، اينارو واسه تو گفتم، تو هم كمكم كن و مثله هميشه به من بگو باشه&lt;FONT face=Tahoma&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;دوستت دارم بي نهايت &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Nov 2008 18:37:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanha65&amp;postid=66</comments>
<dc:creator>tanha65</dc:creator>
<guid>http://tanha65.blogfa.com/post-66.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وصیت</title>
<link>http://tanha65.blogfa.com/post-65.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;خدا وصيت منو گوش بده، نامه مو بخون، شايد ديگه من نباشم. مواظبه عشقمم بمون، مي سپارمش بهت مي رم، تمومه تار و پودمو. يه وقت نياد به رنجونيش، كسل كني وجودمو. خدا يه وقت كسي نياد، ببوسه قلب ساده شو. كسي نياد تو زندگيش، بشينه زير سايه شو. بهش بگه دوسش داره. خيلي بده زمونه، سپردمش بهت...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فردا قراره منو و تو از هم ديگه جدا بشيم، فردا قراره همدم گريه بي صدا بشيم. تو كوچه هاي بي كسي نيستيو پرسه مي زنم. بايد همو نگاه كنيم، غريبه شهرتون منم، يادش بخير منو، تو يه قلب پاك و بي غرور. حالا چي شد عوض شدي دلت كجاس سنگ صبور، من تورو عاشق مي كنم. هر جور شده، حتي به زور. كي مي خواد فردا تورو از من بگيره، كاش اونم ويرونه شه، آتيش بگيره. ما بايد فردا رو از دنيا بگيريم، ما اگه از هم جدا بشيم، مي ميريم. ما بايد قدر اين روزارو بدونيم واي اگه فردا بياد تنها مي مونيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدا شايد اين عشقي كه من مي گمو تو بشناسي، نزديك ترين كسم اونه، خيلي دوسش دارم. راستي، يادم نره بهت بگم، عزيزترينه من اونه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خودم مهم نيست، اما اون نزار تنها بمونه......&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حالا كه ديگه مجبوريم با هم ديگه وداع كنيم. بيا به ياد اون روزا، همديگه رو دعا كنيم،يه وقت ديديم دعا گرفت، خدا نذاشت جدا بشيم. اي واي داره فردا مي ياد، بايد دست به دعا بشيم. با قلب پاكت از خدا بخواه منو صبرت بده، هنوز نرفتي از پيشم، دوريت داره زجرم مي ده. كي مي خواد فردا تورو از من بگيره، كاش اونم ويرونه شه، آتيش بگيره. عزيزم يادت نره دنيا دو روزه، نمي خوام فردا دلت واسم بگيره.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اي خدا خودت كمكم كن......&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بخدا تا آخرش دوست دارم......&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 14 Nov 2008 17:09:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanha65&amp;postid=65</comments>
<dc:creator>tanha65</dc:creator>
<guid>http://tanha65.blogfa.com/post-65.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تنهایی با من بمون</title>
<link>http://tanha65.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;به نام خدا خالق انسان، به نام انسان خالق غم ها، به نام غم ها به وجود آورنده اشك ها، به نام اشك تسكين دهنده قلب ها، به نام قلب ها ايجادگر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان......&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سلام. يه سلام تنهايي به همه، مخصوصاً اونايي كه با تنهايي خيلي حال مي كنن.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امشب گريه مي كنم، گريه مي كنم براي تو، براي خودم، براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن، براي تمام اون چيزي كه خواستي و نبودم، خواستي و بودي. امشب گريه مي كنم به وسعت دريا به وسعت بيشه، به وسعت دل عاشق. براي تو... براي تو و بازم براي تو.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; من خيلي حرف تو دلمه كه بگم ولي نمي تونم....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بگذريم.....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من آدم خيلي بديم، از خودم خيلي بدم مي ياد. آخه چرا من بايد اين همه بد شانس باشم، حتي اونييم كه دوسش دارم بايد از بد شانسي من ارث ببره. اي بابا....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فقط ديگه مي تونم بگم بسمه. تنها مي شم تا حداقل فقط خودم تنها با بد شانسي باشم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من خيلي دوست داشتم و دارم كه با بقيه فرق كنم. شايد مثله بقيه تنها مي مونم، ولي تنهايي من با همه فرق مي كنه. فقط از خدا مي خوام كه بهم صبر بده........&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دنيا خيلي بي رحم شده؟ چرا زمونه اين طور شده؟ چرا روزگار داره بد مي چرخه؟ يعني واقعاً ما آدما اين قدر بد شديم كه اين طور شديم يا نه؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كاش مي دانستم كه چرا چنين شده؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كاش مي دانستم كه چرا تنها شدم؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كاش مي دانستم كه چرا غريبه ام؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كاش مي دانستم، به كجا،  تا كجا بايد رفت؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كاش هيچ وقت به دنيا نمي يومدم. كاش هيچ وقت عاشق نمي شدم. كاش هيچ مني وجود نداشتم، حالا كه ديگه اين طور شده از خدا مي خوام هميشه پشت و پناش باشه. هر جا، با هر كي، كه باشه، خدا مواظبش باشه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من خيلي با احساساتش بازي كردم، خدا منو ببخشه، اگه نمي گم اون، مي دونم كه اون منو بخشيده. البته من خودمو هيچ وقت نمي بخشم. هيچ وقت....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نمی دونم از کجا شروع کنم ولی:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; براي سال ها مي نويسم، سال هاي بعد كه چشمانت عاشق مي شوند. افسوس كه قصه مادر بزرگ درست بود، هميشه يكي بود، يكي نبود.......&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بخدا خيلي چيزا دارم كه بنويسم، ولي اصلاً نمي ياد واسم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اي نابينا، از اينكه زيبايي هاي دنيا را نمي بيني هرگز ناراحت نباش، بلكه خوشحال باش، زيرا خيلي بيشتر از اون زشتي هايش را نمي بيني.......&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; شايد اين پستم خيلي مسخره بود، ولي من اينو نوشتم تا شايد يكم سبك شمو فكراي بيخود بيخود نكنم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 14 Nov 2008 17:06:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanha65&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>tanha65</dc:creator>
<guid>http://tanha65.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یادته</title>
<link>http://tanha65.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چشم نازت مال من بود يادته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ديدن من قدقن بود يادته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روزگار قهر و آشتي يادته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هيچ كس جز من نداشتي يادته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گريه هاي آسموني يادته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;قول دادي پيشم بموني يادته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روزاي بي غم و غصه يادته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ببينم اول قصه يادته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عصر ابرازه علاقه يادته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خبر خوش كلاغه يادته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دست گرمت تو زمستون يادته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شونه ي من زير بارون يادته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;واسه ي خنده اجازه يادته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اونا كه مي گفتي رازه يادته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                      مريم حيدر زاده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آره من خوب يادمه چه روزايي بود. واسه هميشه يادمه. هيچ وقتم فراموشش نمي كنم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اي كاش دوست داشتن را تجربه نمي كردم، تجربه ي تلخي بود....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ديگر هيچ وقت نمي خواهم حضوري گرم، سرماي وجودم را محو كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ديگر هيچ گاه به نگاه عاشقي دل نمي بندم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و هيچ گاه به سلام مهرباني پاسخ نخواهم داد... هيچ گاه....!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مي خوام از تو بنويسم، براي تو  كه در تمام لحظاتم وجود داري. خنده هايم براي توست، با تو بودن مرا شاد مي كند و بي تو بودن مرا گريان، تو با من هستي در حالي كه كنارم نيستي، تو با مني چون در قلب مني. قلبم را با دنيا عوض نمي كنم، چون تو در آني و من تنها تو را دوست دارم.....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 13 Nov 2008 14:38:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanha65&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>tanha65</dc:creator>
<guid>http://tanha65.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>و من....</title>
<link>http://tanha65.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نمي دونم چرا اين پستارو پشت پشت هم واستون نوشتم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; ديگه شد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هميشه فكر مي كردم دنيا خيلي كوچيكه، ولي حالا كه خوب فكر مي كنم مي بينم نه دنيا خيلي بزرگتر از اون چيزيه كه من فكرشو مي كردم. من هميشه تا حالا خودمه تنها مي ديدم، كسه ديگه رو نمي ديدم. نمي دونم منظورم از اين جمله واسه شما چيه ولي واسه من يه منظوري داره.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بي خيال اين موضوع شيم..........&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.......&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;............&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;...............&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;              اي اسير بند غم، آواز را فرياد كن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                     در شب تاريك خود، &lt;B&gt;پرواز را فرياد كن&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;              از نهانگاه وجود دردمند خويشتن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                     رمز پنهان هزاران راز را فرياد كن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آره منم مثله خيلييا دوست دارم پرواز كنم. پرواز كنم برم جائي كه هيچكي نباشه. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;برم جائي كه كسي نباشهو راحت گريه گنم، گريه كنم، گريه....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نه اون گريه هائي كه همه مي كنن.........&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گريه هائي كه تو وجودِ منه .......&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                   بگذار تا بگريم، چون ابر در بهاران        &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                                          كز سنگ ناله خيزد، روز وداع ياران&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آره شايد من باختم. دوباره هم باختم. پيش خودم فكر مي كردم كه هميشه من يك برنده بايد باشم. تو همه   زمينه ها، ولي اين طور نيست.....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وقتي از بزرگتر ها مي شنيدم كه تنهائي بهترين رفيق آدمه باورم نمي شدو مي خنديدم. ولي الان ديگه باورم   مي شه كه بهترين رفيق آدم &lt;B&gt;تنهائيه&lt;/B&gt;....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همه فكر مي كنن كه زندگي يعني: زن و پول و كار و .... . اگه اينا نباشن ديگه زندگي نمي شه كرد. ولي نه اين طور نيست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;من زندگي مي كنم،  زندگي مي كنم با خدا، زندگي مي كنم با خاطرات، زندگي مي كنم با تنهائي و زندگي    مي كنم با تنهائي و بازهم تنهائي و تنهائي.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نمي دونم، شايد بدترين و ضعيف ترين پستم تا به حال بوده، شايد واسه شما مسخره باشه ولي يه حقيقته كه نمي شه باورش نكرد. در هر صورت اگر نظري دارين خوشحال مي شم ببينم، شايد منو آروم كنه.... منتظره نظراتتونم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;باي باي بچه ها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                  از طرف يه تنهاي تنها  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                                                   دوستت دارم تنهائي         &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 21 Sep 2008 11:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanha65&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>tanha65</dc:creator>
<guid>http://tanha65.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تقدیر چنین است.......</title>
<link>http://tanha65.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;نمي دونم از كجا شروع كنم. شايد اصلاً چيزائي رو كه نوشتم مسخره باشه ولي وقتي به &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;گذشته ي خودم فكر مي كنم كه من چه روزايي رو از دست دادم، از خودم افسوس مي خورم.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;وقتي به اين چند سال فكر مي كنم، به خودم مي گم خدا منو خيلي دوست داشته و داره كه تورو به من داد......&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;و............&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;و............&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;   &lt;/SPAN&gt;........ و امروز به خودم مي گم كاش چنين روزي وجود نداشت يا اصلاً مني وجود نداشتم. آخه مگه تو چه گناهي كرده بودي يا داري كه بخواد آخرش اين طوري تموم شه.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;وقتي تو رو اين طور ديدم و شنيدم كه چه حالي داشتي از خودم خيلي متنفر شدم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;آره؛ من راست مي گفتم، من به درد نمي خورم. به درد هيچي نمي خورم. فقط .......... همين.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;شايد دير شده باشه ولي از قديم گفتن كه واسه شروع هيچ وقت دير نيست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;به خاطر همين من تو رو تنها مي زارم......&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;تو رو با يه عالمه تنهائي، تنها&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;مي زارم.......&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;                   &lt;/SPAN&gt;فقط بدون كه خيلي دوستت دارم...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;                                                                                              &lt;/SPAN&gt;9/4/1387 &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Jul 2008 10:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tanha65&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>tanha65</dc:creator>
<guid>http://tanha65.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
