![]() |
![]() |
|
| سکوت صدای بی صدائی است...... |
|
تا وقتي كه بچه بودم، هيچي نمي فهميدم. يكم كه بزرگتر شدم و فهميدم 2*2 تا 4 تا فقط دمه بازي كردن بودم، حالا كه به اين سن رسيدم به خودم مي گم كاش بچه مي شدم و به همون دوران مي رفتم. همون دوراني كه فقط تو حال و هواي خودم بودم. اي بابا كه چه دوراني بود. چه دوستايي، رفاقتا ساده، بي كلك و ..... ولي امروز چي؟ همه فقط فكر خودشونن. اي بابا از دست زمونه. خدايا چرا نسل به نسل آدما تغيير مي كنن؟ چرا بايد سن خيلي از كارا پائين بياد و خيلي ازبچه ها از حالا ............ بگذريم. خيلي عجيبه!....! اينم يه جور رسم زمونس. خيلي چيزا تو اين زمونه منو آزار مي ده. خيلي دوست دارم كه زود تموم شه. ولي بيشتر جلو چشمام ظاهر مي شن. بازم بگذريم......... كاش باران مي باريد كاش سيل مي آمد و مرا با خود مي برد مي برد به دور دست ها. به دور دست هايي كه هيچ كس نباشد من باشم و خدا تا طعم زندگي كردن را بچشم........... 23/11/1387 |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/11/23ساعت 0:36 توسط امين اعتقاد |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تنهائی آخر زندگی نیست..........
تو قسمت پیوندهای روزانه عکسای تو کلوپم جدیده (ماله خودمه) اینم id: dj_gogoli_magoli |
| پیوندهای روزانه |
|
اينم عكساي خودمه آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 تیر 1387 آبان 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 دی 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| پیوندها |
|
اينم عكساي خودمه نا شنيده ها (حديث خانم) ديدي دلم شكست؟ (مينا خانم) مژده (باید ساخت) منو رها كن از حس تنهايي جادوگر تنها لينكستان (همه چي هست) |
|
RSS
|