تبليغاتX
تنهائی خيلی سخته - یادته
سکوت صدای بی صدائی است......

 

چشم نازت مال من بود يادته

ديدن من قدقن بود يادته

روزگار قهر و آشتي يادته

هيچ كس جز من نداشتي يادته

گريه هاي آسموني يادته

قول دادي پيشم بموني يادته

روزاي بي غم و غصه يادته

ببينم اول قصه يادته

عصر ابرازه علاقه يادته

خبر خوش كلاغه يادته

دست گرمت تو زمستون يادته

شونه ي من زير بارون يادته

واسه ي خنده اجازه يادته

اونا كه مي گفتي رازه يادته

                                      مريم حيدر زاده

آره من خوب يادمه چه روزايي بود. واسه هميشه يادمه. هيچ وقتم فراموشش نمي كنم.

 

اي كاش دوست داشتن را تجربه نمي كردم، تجربه ي تلخي بود....

ديگر هيچ وقت نمي خواهم حضوري گرم، سرماي وجودم را محو كند.

ديگر هيچ گاه به نگاه عاشقي دل نمي بندم.

و هيچ گاه به سلام مهرباني پاسخ نخواهم داد... هيچ گاه....!

مي خوام از تو بنويسم، براي تو  كه در تمام لحظاتم وجود داري. خنده هايم براي توست، با تو بودن مرا شاد مي كند و بي تو بودن مرا گريان، تو با من هستي در حالي كه كنارم نيستي، تو با مني چون در قلب مني. قلبم را با دنيا عوض نمي كنم، چون تو در آني و من تنها تو را دوست دارم.....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/23ساعت 18:9  توسط امين اعتقاد |