تبليغاتX
تنهائی خيلی سخته - منتظرت می مونم اینو بدون......
سکوت صدای بی صدائی است......

 

امشب بغض تنهايي من دوباره مي شكند
چشمانم بس كه باريده تحمل نور مهتاب را هم ندارد
آخ كه چقدر تنهايم ...!


دل بيچاره ام بس كه سنگ صبورم بوده
خرد شده و انگشتانم بس كه برايت نوشته خسته
روبروي آينه نشسته ام ... آيا اين منم ؟!!!
شكسته... دلتنگ... تنها ... تو با من چه كردي !؟؟؟


شايد اين آخرين زمزمه هاي دلتنگيم باشد
ديگر هيچ نخواهم گفت... اما منتظرم ... انتظار ديدن ... مي روي و گريه مي آيد مرا ساعتي بنشين كه باران بگذرد..

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/17ساعت 14:22  توسط امين اعتقاد |